ولي يك مدل كامپيوتري جديد نشان ميدهد كه اگر چنين سيارههايي در مدارهاي بیضی حركت كنند، ميتوانند مناطقی مناسب برای پیدایش و بقای حیات داشته باشند.
ماه نیز حركت نوساني مشابهی را انجام ميدهد. مدت زماني كه صرف چرخش حول محورش ميكند با زماني كه يك بار به دور سيارهي ما ميچرخد برابر است. بنابر این همیشه یک روی آن به سمت زمین است. اما چون مسير ماه به دور زمين كاملا دايره اي نيست، سرعت مداریش گاهي اوقات از سرعت چرخش دورانی آن كمتر يا بيشتر مي شود. تفاوت بين این دو حركت باعث ميشود تا ما بتوانیم اندکي از لبههای ماه را نیز ببینیم. اگر روي ماه بايستيد، خواهيد ديد كه جای زمين در آسمان تقریبا ثابت است و تنها اندکی نوسان میکند.
اين اثر ميتواند احتمال وجود حیات را روي سیارههایی که به دور ستارگان كوچك و كم نور به نام كوتولههاي سرخ میگردند، افزايش دهد. دلیل این امر این است که کمربند حیات این گونه از ستارهها بسیار نزدیک به ستاره است و اگر سیارهای در این ناحیه وجود داشته باشد، به احتمال زیاد در حالت قفل گرانشی با ستارهی مادر خود قرار می گیرد و میتواند در مرزهای سایه روشن خود، میزبان حیات باشد.
منبع: نيو ساينتيست
اصوات بدست آمده نسبتا عجیب هستند. یکی از این اصوات که به وسیلهی مغناطیس سنج فضاپیمای کاسینی از نزدیکی انسلادوس٬ قمر زحل٬ بدست آمده است صدایی شبیه به برخاستن و فرود سفینهی فضایی بیگانهای را در گوش تداعی می کند. در حقیقت این مغناطيسسنج نوسانات میدانهای مغناطیسی را که ناشی از حضور ذرات باردار اطراف کاسینی است، ضبط میکند.
دو فایل دیگر که از امواج رادیویی آشکار شده مرتبط با شفق های قطبی در جو زحل بدست آمده است، بسیار جالب هستند. به نظر میرسد این اصوات کم و بیش شبیه به صدای تفنگ های لیزری در فیلمهای علمی- تخیلی است!
یکی از فایلها از ضبط واقعی میکروفونی متصل بر تجهیزات فرود هویگنس بدست آمده است. این میکروفون صدای بادها را در هنگام فرود کاوشگر بر سطح قمر تیتان ضبط کرده است.
منبع: وبلاگ نيوساينتيست
تقریبا در وسط G۲۹۲.۰+۱.۸، تپنده ای (پالسار) وجود دارد که بر این سحابی میدمد، این موضوع با برسسی پرتوهای ایکس و به سبب برون ریزش این جرم آشکار شد. در حقیقت این جرم در حبابی مغناطیسی و حاوی ذرات پرانرژی که به واسطه چرخش سریع خود به وجود آورده، محاصره شده است. این تپنده باقی مانده همان ستاره ایست که دچار انفجار ابرنواختری شده بود.
شگفتی دیگر آن است که این تپنده اندکی در سمت پایین و چپ مرکز سحابی قرار دارد، و این بدان معناست که انفجار ابرنواختری به صورت مایل و نامتعادل انجام شده و این موضوع سبب شده تا تپندهی باقی مانده در نقطه ای دیگر به جز مرکز قرار بگیرد. این امر میتواند توضیح خوبی بر جهت چرخش و موقعیت کنونی تپنده باشد.
جنبه شگفتی آور دیگر، رشته ی درخشانی از پرتو X است که از میان استوا و مرکز این سحابی عبور کرده است.تصور میشود که ستاره، این حلقه از ماده را پیش از انفجارش به بیرون پرتاب کرده باشد. جهت یابی در این کمربند نیز نشان میدهد ستاره منفجر شده در قبل و بعد از انفجار دارای محور چرخش یکسان بوده است، و انفجار نامتقارن فقط صرف تغییر مکان تپنده شده است.
اخترشناسان متوجه شدند این باقی مانده، باریکههایی از پرتو پرانرژی ایکس را از خود خارج میکند. اندیشهها بر این است که این تابشها منشا پرتوهای پرانرژي کیهانی هستند، نمونههای آن در بسیاری دیگر از باقی ماندههای ابرنواختری مشاهده شده است. این احتمال وجود دارد که این باقی مانده اکنون بسیار کهن سال باشد و موضوعات فوق زمانی روی دادهاند که باقی مانده ابرنواختری بسیار جوان بوده است.
منابع:
http://www.universetoday.com/
http://chandra.harvard.edu/
MARSKING.Blogfa.com......................................................................

MARSKING.Blogfa.com
دانشمندان دریافتهاند، کهکشانی که تا پیش از این سن آن را بسیار کم تخمین میزدند، بسیار پیرتر از تصورات قبلی است. این کشف، حاصل عکس جدید تلسکوپ فضایی هابل است.
تصویر مقابل موضوع اصلی این خبر است. در نگاه اول، تصویر تنها شامل کهکشانی جوان و زیبا است، اما در حقیقت این جرم سنی بسیار پیرتر از آنچه تصور میشد، دارد. این تصویر به وسیلهی تلسکوپ فضایی هابل ثبت شده است و یکی از دقیقترین تصاویری است که از این کهکشان پیر با نام «I Zwicky ۱۸» ثبت شده است.
تا پیش از این دانشمندان گمان میکردند که کهکشان فوق کهکشانی است که روند شکل گیری ستارگان آن چند میلیارد سال پس از کهکشانهای همسایهاش آغاز شده است. در حالی که با توجه به فاصلهی نسبتا نزدیک ۵۹ میلیون سال نوری آن از ما، چنین چیزی غیرعادی مینمود.
اما با رصدهای جدید تلسکوپ هابل، منجمان از تفکرات قبلی خود فاصله گرفتند. آنها اکنون میدانند که کهکشان I Zwicky ۱۸، میتواند هم سن کهکشان راه شیری باشد، به گونهای که احتمالا اولین ستارههای آن بین ۱ تا ۱۰ میلیارد سال گذشته شکل گرفتهاند. به کمک ابزارهای قدرتمند هابل نقاط قرمزی که قبلا مخفی مانده بودند آشکار شدند. آنها همان ستاره های پیری هستند که نشان میدهند ستارههای این کهکشان چند میلیارد سال پیش شکل گرفته اند.
کهکشانهای قدیمی، مانند کهکشان راه شیری ما، زمان زیادی را صرف استفاده از عناصر اصلی و پایه ای خود کردهاند و سپس با تولد پیاپی ابرنواخترها و آمیزش عناصر اصلی با عناصر سنگین تر، ستارههای نسل بعد شکل گرفتهاند.
حال چگونه ممکن است که اين کهکشانی پير دارای چنین منابع غنی از هیدروژن و هلیوم باشد و ما امروزه فرآیند تولید ستارهای را با چنین سرعتی در آن شاهد هستیم؟ این موضوع تنها این گونه امکان دارد که فرآیند تولید در گذشته این کهکشان بسیار آرام بوده باشد و در گذشتههای نزدیک تر سرعت این تولید ستارهای افزایش یافته باشد.